تبليغاتX
-->
صداي بي صدا محسن چاووشي - "کنار پله تاريک و چند غزل براي زنم"

اولين مجموعه شعر "حسين صفا" با نام "کنار پله تاريک و چند غزل براي زنم" توسط نشر "دارينوش" چاپ و منتشر شد.

 

خواندن اشعار اين کتاب را به همه پيشنهاد مي کنم

به خاطر دعوت به تجربه ي  يک حس  ناب و تماشاي تصوير تازه اي  از عشق و از جنس غزل حسين صفا...


 

تمامي اشعار اين کتاب در قالب "غزل" مي باشند.


 

 


 

و يک غزل از صفا:


 

 


 

روزي که سرد بود ــ چه سرمايي! انگار داشت چشم تو يخ مي بست ــ


 

از پشت عينک آينه ي چشمت  افتاد روي برف ولي نشکست


 

روزي که تلخ بود، ويک ليوان  چايي کنار پنجره مي چسبيد


 

آنسوي پنجره تو که مي رفتي،  اينسو، مني که رفتي و رفت از دست


 

                                


 

با شال صورتي تو چه زيبايي!!... بودي... چه صورتي!! به چه زيبايي !!


 

شايد هنوز باشي اگر در تو،  ته مانده اي از آنهمه خوبي هست


 

خوبي اگر هنوز کمي خوبي  خوبي که از تو هيچ نمي پرسم


 

دنياي من چرا شبيه تو نيست  دنياي تو چرا شبيه من است


 

 دنياي من؟! چه رنگ غم انگيزي...  از نيشخند هرکس و هر چيزي


 

مي شد که جان به در ببرم – رنگم-  روزي اگر به رنگ تو مي پيوست


 

نوشيدمت به تلخي تنهايي، آن روز برف بود و چه برفي بود


 

برفي که جز من و تو که مي رفتي  بر روي شانه هاي کسي ننشست


 

از پشت عينک آنچه که مي ديدي  يک لحظه هم به من شبيه نبود


 

اينسوي هر چه پنجره مي ديدم  دنياي من به من شبيه تر است


 

 


 



 

يک سو کسي نبود که مي آمد  آنسو کسي نبود ... چه سرمايي !!...


 

يک سو هم آنچه بود به سردي داشت  در تکه هاي آينه يخ مي بست

     نويسنده : Mostafa | مشاهده كامل پست| قسمت :                            
> اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی: